تبليغاتX
شهـر کهــره (سرای جاودانه‌ی اوّل و آخرم)

شهـر کهــره (سرای جاودانه‌ی اوّل و آخرم)
نویسنده مصطفی کوچکی

شهر کهن سرخه‌لیژه(کزآبادکنونی) عصر اشکانیان در دره هلیلان:

برگرفته از کتاب از هگمتانه تا شوش ( رشید کوچکی )

 سرخه ‌لیژه شهری قدیمی است که حدود 4000 هزار سال پیش وجود داشته است، این تاریخ بر اساس آثاری است که از این محوطه باستانی به دست آمده است. تاریخ این اثر بر اثر پیدا شدن عبادت‌گاه دوره پارت در یک کیلومتری سرخه‌لیژه در طرف راست رودخانه سیمره در جنوب روستای دارپروشه به دست آمد و قدمت آن به دوره اشکانیان می رسد.

این عبادتگاه که به عبادتگاه دوره پارت( اشکانیان معروف است بسیار بزرگ و معبد و پرستشگاه‌ انسانهای آن دوره در این منطقه بوده است و جالب این جاست که در 500 متری رودخانه سیمره قرار دارد. امروزه روستای کزآباد بر روی خرابه‌های شهر سرخه‌لیژه قرار دارد و آثار و خرابه های آن شهر قدیمی به خوبی نمایان است و به صورت کلی در زیر خاک مدفون است.این شهر در گذشته دارای باغهای فراوان و بازارهای بزرگی بوده و دارای جمعیتی بالغ بر 30 هزار نفر بوده است. این شهر همچون شهر صیمره( دره شهر) ، سيروان و شهر گوران هلیلان بر اثر زلزله مهیبی از بین رفته است.

دکتر بهمن کریمی می نویسد:«کزآباد یا همان( شهر قدیمی سرخه‌لیژه) در دره هلیلان دارای دو تل یکی بزرگ و دیگری کوچک است، در تل بزرگ دو قسمت حفاری شده سمت شمال و سمت شرقی در جهت شرقی که چندین روز کار کردیم آثار از کوزه های شکسته رنگین و بی رنگ و نقش دار نمودار شد که سال حقیقی آن را می توان از 4000 هزار سال قبل حدس زد. بر ظروف سفالین به دست آمده از این تل اشکال هندسی، تصویر درخت، پرنده و حیوان مخصوصاً بز کوهی و ... نقش بسته اند. شکلهای هندسی، خطوط هندسي و نقوش حیوانات روی کوزه ها کاملاً مشابه به تصاویر نمونه های ظروف پیش از تاریخ تپه سلک کاشان، حصار دامغان، گیان نهاوند و ویرانه های شوش هستند. این ظروف نمایانگر قدمت تمدن هلیلان تا حدود 4000 هزار سال قبل از میلاد است.»[1]

دکتر بهمن کریمی سپس اشاره می کند و می نویسد:در تل دوم کزآباد آثاری از پی ریز بنا و سنگهای بزرگ تراشیده  و نتراشیده به دست آمده اند.در شمال تپه بزرگ قبرستانی کشف شده است که در چندین نوع گور با آلات و ادوات و کوزه های گلی بدست آمده اند. گورهای زنان در این گورستان زیاد و در آنها زینت آلات زنانه چون دست بند، کمربند و گردنبند از دانه های شیشه با حلقه های مسین بسیار ضخیم پیدا شده اند، مهره های بدست آمده نظیر دانه‌های تسبیح شیشه‌ای الوان امروزی‌اند. کوزه‌هایی شبیه قوری ریزی، کوزه های بزرگ و کوچک متعدد و بی رنگ نیز یافت شده‌اند. علاوه بر قبرهای زنان قبرستان کودکان و مردان نیز وجود دارند و در آن چهار جسد که مانند مربع و مستطیل دفن شده بودند دیده شده اند.»[2]

انواع دیگری از گورها نیز در این گورستان بوده‌اند، مانند گورهای اجسادی که استخوانهای آنان را پس از دادن گوشتشان به طیور در کوزه ریخته و درِآن را با سرپوشی بسته اند. این کوزه های بزرگ و کوچک و گاهی دو کوزه در همند. گورهایی که در آنها اجساد با گوشت دفن شده  بودند  و چندین کوزه و آلا ت دیگر مانند گردنبند و کمربند با آنها همراه بوده‌اند. این محل گورستان مردمان غریب و فقیر بوده است و آلات و ادوات قیمتی در گورهای آنها یافت نشده‌اند، در صورتی که در لرستان آلات نفیس بسیاری بدست آمده است.



[1] - کریمی،  بهمن میرزا ، راههای باستانی و پایتختهای قدیمی غرب ایران، پيشين.

[2] - کریمی،  بهمن میرزا ، راههای باستانی و پایتختهای قدیمی غرب ایران، پيشين.

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 17:0 ] [ مصطفی کوچکی ]

روستای سرچم

 روستای سرچم هلیلان یکی از چند روستای بزرگ این منطقه به حساب می آید که در شش کیلومتری از مرکز بخش ( شهر توحید ) واقع شده است و از قدیم و الایام محل زندگی مردمان منطقه بوده است . در سال 1353 هجری شمسی بررسی کامل دره هلیلان با سرپرستی پروفسور مورتنسن محقق دانمارکی در محوطه ای در شمال روستای سرچم در هشت کیلومتری کهره  هلیلان صورت گرفت و طی آن ابزارهای سنگی به سنت ساطورسازی مشابه نمونه های به دست آمده از محوطه شوران در پاکستان و محوطه‌های اولدوی در آفریقای شرقی یافت شدند.

روستاي سرچم هليلان – 1964 میلادی عكس از كتاب كوچ نشينان لرستان

( روستاي سرچم هليلان – 1964 عكس از كتاب كوچ نشينان لرستان)

« در محوطه پل باریک روستای سرچم یک تبردست، یک يوئنت کوچک ساخته شده از سنگ مادر 24 عدد ساطور ساخته از قلوه سنگ به دست آمد. مورتنسن این مجموعه  را شبیه آثار به دست آمده از چم بازار، اسکی کلاک  و برادابالک که در کردستان عراق قرار دارند و مربوط به دور بين یخبندان رس- و ورم و یا آغاز یخبندان و ورم هستند می‌داند و نتیجه می گیرد که آثار مجموعه پل باریک روستای سرچم هلیلان متعلق به 000/80 تا 000/100 هزار سال پیش است.[1]»

 
 
 
 
 

 

[1] - مورتنسن، کوچ نشسنان لرستان، ترجمه محمد حسین آریا ، پيشين.

[ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 17:13 ] [ مصطفی کوچکی ]

غار مرآو بزرگترین غار در دره هلیلان مربوط به اوایل هزاره ششم قبل از میلاد:

(منبع: کتاب از هگمتانه تا شوش ُ رشید کوچکی )

غار مرآو بزرگترین غار، در دره هلیلان است، این غار در شمال کهره  هلیلان قرار دارد. داراي 60 متر پهنا و تقریباً 30 متر عمق دارد و چشمه و جویی در جداره داخلی خود جای داده است. نکته جالب توجه این است که ترکیب تکه سفالهای نو سنگی بدست آمده از غار مرآو، دست آس ها و تیغه های داسی شکل نشان می دهد كه دره‌های کوچک 5-4 کیلومتری از نزدیک ترین روستا احتمالاً تا اوایل هزاره ششم برای برداشت فصلی و یا به عنوان جایگاهی کوچک برای جو و گندم به کار می رفته است. تركيب تكه سفالهاي رنگي به دست آمده از اين غار همانند سفالهاي تپه گيان نهاوند و شوش مي‌باشد.

غار مرآو کهره بزرگترین غار در دره هلیلان

برجسته ترین انواع سفال در غار مرآو کهره ظروف نخودی رنگ با نقش سیاه و مربوط به سوزیانا می‌باشد.این نوع سفال در غار مرآو کهره و تپه‌ای که چندسال پیش در «کلرگاف» کشف کرده پیدا شد.

 تپه گرچراغ در کهره:

 گرچراغ که حدود دو کیلومتر مربع است شامل سه تپه طویل است که نزدیک به 140 متر ارتفاع دارند و توسط دو رودخانه فصلی کوچک از هم جدا شده‌اند. این دو تپه بیشتر پوشیده از بلوط بوده که کمی از آن باقی مانده است.

«بعد از تقسیم بندی منطقه گرچراغ به 150 ناحیه محیطی کوچک بر اساس بلندی بالای دشت و شرایط فیزیکی سطح، خاک، صخره و غیره و نزدیکی به آب، مناطق به طور دقیق مورد مطالعه قرار گرفتند. در بررسی این ناحیه یافته های منفرد زیادی به دست آمد، از جمله 347 شیء سنگ چخماقی که به وضوح بیانگر دو نوع فعالیت می باشند، به حضور سرتیرهای (point) موستری و برادوستی و شکار را تأیید می کند و چندین مته( سوراخ کننده) قلم حکاکی تراشیده و تعداد زیادی تراشیده و تیغه مادر(blade cores) و برداشته ها (debitage) که منعکس کننده ضربه ها به سنگ چخماق هستند، می توان همبستگی نزدیکی را بین گستردگی مواد خام (آتش زنه های گره‌دار) و ضایعاتی که از چخماق زنی ایجاد شده بود مشاهده کرد و در دو نقطه فعالیتهای مربوط به چخماق زنی پیدا شد که به هسته ها و ضایعات اطراف  دوسنگ  بزرگ تا دو کیلومتر مربع پخش شده بود. جالب است که ضربه های سنگ چخماق در گرچراغ و دیگر نواحی تپه ای به دوره پارینه سنگی محدود بود.در دوره نو سنگی و مس سنگ چخماق زنه ظاهراً یک کار سازمان یافته بود که در روستاها انجام می شد. حقیقتی که هزاران هسته یا سنگ مادر و تیغه های هرمی در مکانهای روستایی آن  را تصدیق می کند.»[1]

دوره پارینه سنگی میانه، قدیمی‌ترین دوره کشف شده در کهره هلیلان[2]:

 قدیمی‌ترین دوره که در دره هلیلان یافت شده در کوههای اطراف کهره می باشد و بیانگر دوره پارینه سنگی میانه است که فرهنگ موستری اخیر احتمالاً بیانگر آن است. در این کاوشها 50 قطعه موستری دیگر در یک مکان روباز نزدیک يك چشمه بهاری در تپه گرچراغ کشف شده و چند صد تراشه موستری، خراشنده ها و سرتیرها در شیب جنوبی این مکان یافت شدند. اين مکانهای موستری مربوط به دوره متأخر و به ندرت فراتر از 50000 هزار سال  پیش هستند و این فرهنگ کاملاً وابسته است به یافته های موستری که توسط فرانک هول در ناحیه خرم آباد کشف شده است.

نمایی از شهر کهره

بسیاری از ابزارهای پارینه سنگی جدید نيز از یک مجموعه با بیش از 300 سنگ چخماق است در مقابل مَرِروس(غار روس) کشف شده است. مرروس نام غار کوچکی در شمال کهره است که ورودی آن حدود 11 متر پهنا و 6 متر عمق دارد گرچه در بررسی های به عمل آمده 15 سکونت گاه پارینه سنگی جدید و تعداد زیادی یافته های منفرد را نشان داد اما تنها چندین ویژگی محدود را مورد قسمت پیشین پارینه سنگی جدید یعنی فرهنگ برادوستی است کشف شد.

اغلب مکانهای مربوط به دوره های اخیر بودند که به نظر می آید نمایانگر گونه ای محل از فرهنگ زار زیان و پارینه سنگی اخیر است .

موقعیت روستاهای نو سنگی در دره هلیلان بسیار با اهمیت است، همه آنها نزدیک آب شیرین بودند. یکی نزدیک چشمه ای طبیعی دقیقاً در جنوب روستای کهره و سه تای دیگر در طول حاشیه راست جزمان جایی که یک ایستگاه ماهیگیری کوچک در حدود یک کیلومتری جنوب تپه گوران کشف گردید. سه غار اثرهایی از سکونت در دوره نو سنگی داشتند ، این غارها احتمالاً در طول تابستان توسط چوپانان نو سنگی اشغال می شده است و از چراگاههای دشتها و دره های کوچک که در غرب دشت برای پرورش دامها و بز و گوسفند است استفاده می کردند.



[1] - مقالات حسين علي بيگي، مجله  فرهنگ ایلام ، تابستان و پاییز 1383، شماره 19 .

[2] - مقالات حسين علي بيگي، مجله  فرهنگ ایلام ، تابستان و پاییز 1383، شماره 19 .

[ سه شنبه سوم آبان 1390 ] [ 16:44 ] [ مصطفی کوچکی ]

 

به زبان «اصلي» لكي[1]بر گرفته از کتاب از هگمتانه تا شوش (رشید کوچکی )

1ـ شيران و بوران طــايفه‌ي  دســتان                         راهي بين لوان پري سيستان ‌
2ـ ايســـــه خالين ولايـــــت ايــــران                       كس پيدا نين ژَ نره شيران
3ـ باقـــــي اختيـــــار و دســـت ويتن                      ژَ ‌كي خوف درين، پروا ژه كيتن
4ـ پيران طلب كرد ، واتش اي پيران                       قاصد آوردن خبر ژَ ايران
5ـ او مـــرز و او  بوم، كس نين پيدا                         ايراده  دارون‌، بكينون پيراه

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه هجدهم مهر 1390 ] [ 16:57 ] [ مصطفی کوچکی ]

 علي حاتمي

علي حاتمي متولد 1352 اهل  كهره هليلان از شاعران جوان در خطه سيمره است. وي داراي طبع شعري قوي بوده و اشعار او بيشتر به زبان لكي در دو قالب قصيده و غزل مي باشد. اينك نمونه‌اي از  اشعار او :

سيـــمره

1ـ سيمره گــــلم دوس ديــــــــــرينم                      يار    با     صفا      يار     شيرينم
2ـ تو  با  وفا  بين  بي  وفائــــيت  كرد                      كُر     نو   چومم   ارا   كوت   برد
3ـ اي داد اي  بيـــداد  جرگــم  كاواوه                     جنازه     كُرم   ها    و    رو    آوه
4ـ شيـــــــتل  كُركم  هــــانـــــــام آوَ                        تون  خدا بوشن  راس  نيه خاوَ
5ـ سر كوچيل هري تژگام سي كريا                       وجاخم كور بي و دس دوس بريا
6ـ وتــم  سه  خووه  هر  روژ تو بونم                       شايد    خاموش  بو  آگر    درونم
7ـ نوي نه  كـــريا   اي  آخ  واي  داخ                        بونه  پيفي  دل  و  سان چخماخ
8ـ سيمره نيشتـــت  شيره كُر  و لك                       تمامان   چنيت    كورل   يك  يك
9ـ هــــي لاوه لاوه هــــي لاوه لاوه                        تون  خدا بوشن راس نيه خاوه
10ـ گِرــــان  گرتمه  گُـران   هامه‌ تو                          روژ    نيمرو    اَرام    بيه   شو

۱۱ـ عروس ها حجله چم ري دوسَ                         دي  طاقت  نيري  يه  دي تلوس
12ـ هي لاوه لاوه نـــور چَـــمَل باوَ                          روله   دي   بسه  خاو  و  رو  آوَ

[ یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 ] [ 10:25 ] [ مصطفی کوچکی ]
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
رشته‌ي كلام را از عشق شروع مي كنم
عشق به وطنم ايران ، سراي جاودانه‌ي اوّل و آخرم
سرزميني كه از مهرش شعله هاي آتشين وجودم هرگز خاموش نمي شود، مگر آن روزي كه شمع هستي ‌ام از فروغ باز ماند . زآن پس آرزو مي كنم دانه‌‌هاي اسپند را در خاك تار و پودم كشت كنند، وقتي به بار نشست ثمرهاي آن را دور تا دور سرزمينم ايران بگردانند و اسفندها را در آتش دود كنند، به اين نيّت ايران ما در پناه خداوند توانا از گزند حوادث و تنگ نظريهاي اهريمنان در امان باشد، آنگاه روان رها شده از قفسم، دود شُعله هاي عشق به وطنم را تماشا كند.
در اين سرزمين پهناور يعني ايران عزيز و كُهنم اقوام و قبيله هايي وجود دارند كه همة آنها ايراني الاصل و از نژاد ايراني مي‌باشند يكي از اين اقوام كهن قوم لك مي‌باشد كه همانند ساير ديگر اقوام در كشورمان ريشه اي بسيار كهن و تاريخي را در اين سرزمين دارد . قوم لك همانند ساير ديگر اقوام چون گيلك ، كُرد ، لُر ، بلوچ ، تُرك و ... داراي فرهنگ ، آداب و رسوم ، و زبان و گويش خاص خود مي‌باشد و بر آن شدیم تا فرهنگ و آداب و رسوم قوم لک را از طریق این وبلاگ به مردمان ایران زمین بشناسانیم و از تمام لک زبانان تقاضای همکاری داریم .
با تشکر مدیریت وبلاگ ( کوچکی : 09189451231- 09367541112 )
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

اتاقچه کدهاي زيبا ::: سفارش کد رايگان
سفارش کد رايگان

بک لینک فا